ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

267

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ولى راه را گم كردند و به سوى قلعه سرجهان رفتند كه آنجا را ترك گفته بودند . و در آنجا قشونى گرد آوردند . اين گمراهى به نفع آنان تمام شد و آنان را به سوى امن و سلامت راهنمائى كرد . زيرا سلطان محمود راه خود را به سوى قلعهء سميران افكند و گفت : « اين دو نفر - يعنى طغرل و امير كنتغدى وقتى بفهمد كه ما داريم به آنها نزديك مىشويم ، به قلعهء سميران خواهند رفت . چون سميران قلعه‌اى است كه ذخائر و اموال خود را در آنجا گذاشته‌اند . و چه بسا كه در بين راه با آنها مصادف شويم . » بهر صورت ، ملك طغرل و امير كنتغدى ، آنچه فكر ميكردند باعث دردسرشان خواهد شد ، مايه نجاتشان گرديد . سلطان محمود وقتى به قلعه سميران رسيد به سپاهيانى كه نگهبان قلعه بودند حمله برد و قلعه را گرفت و در آنجا دست به يغماگرى گذاشت و از خزانهء برادر خود سيصد هزار دينار برداشت [ ( 1 ) ] اين مالى بود كه خود براى وى فرستاده بود . سلطان محمود ، پس ازين واقعه ، مدتى در زنجان اقامت كرد . و بعد از زنجان عازم رى شد . اما ملك طغرل از قلعهء سرجهان فرود آمد . او و امير كنتغدى خود را به شهر گنجه رساندند . و در آنجا ياران ملك طغرل به او

--> [ ( ) ] قلعهء محكمى است در ساحل يك نهر جارى بين كوه‌ها و ولايت مارم . صاحب الموت آن را خراب كرده . و اين قلعه به ملك ديلم متعلق بوده است - از معجم البلدان . ( لغتنامه دهخدا ) [ ( 1 ) ] - قبلا گفته است سى هزار دينار براى وى فرستاد .